بهترین مخلوق کیست؟

صدوق (ره) در کتاب غیبت از عبد السلام بن صالح هروى از حضرت‏

 

رضا علیه السّلام از پدرش موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن على از پدرش على بن الحسین از پدرش حسین بن على از پدرش على بن ابى طالب علیهم السّلام حدیث کند که رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند مخلوقى بهتر از من و گرامى‏تر از من نزد خود نیافرید، على علیه السّلام گوید:

عرض کردم اى رسول خدا شما بهترید یا جبرئیل؟ فرمود: خداى تعالى پیغمبران مرسل خود را بر فرشتگان مقرّبش برترى داده، و مرا بر تمام پیغمبران و مرسلین برترى داد، و پس از من اى على برترى مخصوص تو و امامان بعد از تو است، زیرا فرشتگان خدمتگزاران ما و خدمتگزار دوستان ما هستند؛ اى على آنان که عرش (خدا) را بردارند و آنان که گرد آنند به سپاس پروردگارشان تسبیح گویند و آمرزش خواهند براى آنان که به ولایت ما ایمان آوردند، اى على اگر ما نبودیم خداوند نه آدم، نه حوا، نه بهشت، نه جهنم، نه آسمان، نه زمین را خلق مى‏فرمود، چگونه ما


بر فرشتگان برتر نباشیم در صورتى که به توحید و شناسایى پروردگار عزّ و جل و تسبیح و تقدیس او بر ایشان پیشى جسته و سبقت گرفتیم،

چون اولین چیزى که خداوند آفرید ارواح ما بود، سپس ما را به توحید و ستایش خود گویا کرد، پس از آن فرشتگان را آفرید، همین که ارواح ما را در یک نور مشاهده کردند کار ما را بزرگ دانستند (و در باره ما دچار شبهه شدند) پس ما خداى را تسبیح گفتیم تا فرشتگان بدانند که ما آفریده‏شده‏ایم و خداى تعالى از صفات ما منزّه است، پس ملائکه به سبب تسبیح ما تسبیح گفتند و خداى را از صفات ما پاک و دور کردند، و همین که بزرگى ما را مشاهده کردند ما خداى را تهلیل گفتیم تا فرشتگان بدانند که پروردگارى جز خداى یگانه نیست و ما بندگان اوییم و خدایان نیستیم تا پرستش ما با او یا درجه پایین‏تر از او واجب باشد پس ملائکه هم گفتند: پروردگارى جز خداى یگانه نیست، و همین که بزرگى مقام ما را مشاهده کردند ما خداى را تکبیر گفتیم تا فرشتگان بدانند که خداى تعالى بزرگتر از آن است که کسى به عظمت مقام او برسد، مگر به وسیله او، و همین که نیرو و قدرتى که خدا براى ما قرار داده مشاهده کردند گفتیم: «لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظیم» «هیچ جنبش و نیرویى جز به اراده خداى بزرگ نیست» تا فرشتگان بدانند که هیچ جنبش و قوه‏اى جز به اراده خداى‏


عظیم نیست، پس فرشتگان نیز گفتند: «لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظیم». و همین که مشاهده نعمتهاى خدا را بر ما کردند، و این که اطاعت ما را واجب کرده گفتیم: الحمد للَّه تا فرشتگان بدانند که براى خداى تعالى بر ما حقّ است که نعمتهاى او را سپاسگزارى کنیم پس فرشتگان نیز گفتند: الحمد للَّه،

پس ایشان به وسیله ما به شناسایى خداوند و تسبیح و تهلیل و سپاسگزارى و تمجید او راه یافتند، پس از آن خداى عزّ و جل آدم علیه السّلام را آفرید و ما را در صلب او به ودیعت نهاد، و فرشتگان را به سجده بر او براى تعظیم و اکرام ما دستور فرمود، و این سجده ایشان براى خدا پرستش بود و براى آدم اکرام و اطاعت بود چون ما در صلب او بودیم، پس چگونه ما برتر از فرشتگان نباشیم در حالى که همه آنها بر آدم سجده کردند؟ و دیگر این که آن هنگام که مرا به آسمان بالا بردند جبرئیل دو تا دو تا اذان گفت سپس گفت: اى محمد جلو به‏ایست، من گفتم: اى جبرئیل بر تو پیشى گیرم؟ گفت: آرى، زیرا خداى تعالى پیغمبرانش را بر تمامى فرشتگان برترى داده، و تو را بالخصوص برترى داده، پس جلو ایستادم و بر ایشان نماز گزاردم و این افتخارى نیست، پس همین که بر پرده‏هاى نور رسیدم جبرئیل به من گفت:


قدم جلو بگذار اى محمد و از من جدا شد،

گفتم: اى جبرئیل در مثل چنین مکانى از من جدا مى‏شوى؟ گفت: اى محمد به راستى آخرین حدّى که خداوند مرا در آن نهاده اینجاست، و اگر از اینجا بگذرم به واسطه تجاوز به حریم و حدود پروردگار خود بالهایم مى‏سوزد، پس همین طور در نور مرا سیر دادند تا بدان جا از ملکوت خداوند که مى‏خواست رسیدم، پس به من گفته شد:

اى محمد تو بنده منى و من پروردگار توأم، پس مرا پرستش کن و بر من توکل نما، زیرا تو نور من در میان بندگانم، و فرستاده من به سوى خلق من، و حجّتم در میان آفریدگانم هستى؛ و براى پیروان تو بهشتم را آفریدم، و براى آن که تو را نافرمانى کند آتشم را خلق کردم، و براى اوصیاى تو کرامت خود را فرض و لازم کرده و براى پیروانت ثواب خویش را واجب نمودم، من عرض کردم:

پروردگارا اوصیاء من کیانند؟ به من ندا شد: اى محمد اوصیاء تو آنانند که بر ساق عرش نامشان نوشته شده، پس من در حالى که در حضور پروردگارم بودم نظر به ساق عرش کردم پس دوازده نور دیدم که در هر نورى خط سبزى بود و بر هر خط نام یکى از اوصیاء من نوشته بود اوّلى ایشان على بن ابى طالب و آخرشان مهدى امّت من بود، عرض کردم: پروردگارا اینان‏


اوصیاء من پس از من هستند؟ به من ندا شد: اى محمد اینان اولیاى من و دوستان و برگزیدگان و حجتهاى من پس از تو بر آفریدگانم مى‏باشند و ایشان اوصیاء تو و جانشینانت و بهترین خلق من بعد از تو هستند، به عزّت و جلالم سوگند به دست ایشان دین خود را پیروز کنم، و کلمه خود را به وسیله آنها بلند گردانم، و زمین را به وسیله آخرینشان از دشمنانم پاک کنم، و او را بر شرق و غرب عالم فرمانروا نمایم، بادها را براى او مسخّر کنم، و گردنهاى سخت را براى او رام سازم، و او را به وسائل بلند گردانم، و به لشکر خود یاریش کنم؛ و به فرشتگانم او را مدد نمایم تا دعوت مرا آشکار کند و همه خلق را بر توحید من جمع‏آورى نماید، سپس سلطنت او را پایدار کنم و حکومت را به دست اولیاء خود تا روز قیامت دست به دست بچرخانم.

 این حدیث را صدوق در کتاب علل الشرائع نیز روایت کرده است.


/ 0 نظر / 61 بازدید